close
تبلیغات در اینترنت
شرح خطبه ی 21 نهج البلاغه / شرح حال برزخ
تبلیغات
آخرين ارسال هاي تالار گفتمان
کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 343 admin
0 210 admin
0 201 admin
0 244 seyyed315
0 192 admin
0 176 admin
0 191 admin
0 196 admin
0 180 admin
0 188 admin
شرح خطبه ی 21 نهج البلاغه
  • بازدید : (1345)

 

 

 

 

متن تفسیر ، در ادامه ی مطلب 

هم چنین می توانید فایل پی دی اف این پست را از لینک زیر دانلود کنید



 

 

متن و ترجمه

فَإِنَّ الْغایَةَ أَمَامَکُمْ، وَ إِنَّ وَرَاءَکُمُ السّاعَةَ تَحْدُوکُمْ. تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا، فَإِنَّمَا یُنْتَظَرُ بِأَوَّلِکُمْ آخِرُکُمْ

بى گمان پايان کار (رستاخيز و قيامت و بهشت و دوزخ) در برابر شما است و عوامل مرگ، پيوسته شما را به پيش مى راند. سبکبار شويد تا به قافله برسيد! چرا که پيشينيان را براى رسيدن بازماندگان، نگه داشته اند! (و همه، در يک زمان، محشور خواهيد شد)

 

 

تفسیر سبکبار شوید تا به منزل برسید! این کلام، بخشى از خطبه طولانى تر 167 است. همین جمله ها با تفاوت کمى، ضمن آن خطبه آمده است. از کلام مرحوم سید رضى، استفاده مى شود، که امام(علیه السلام) آن را در آغاز خلافت خویش بیان فرموده است، امّا از کتاب مطالب السئول(1) استفاده مى شود که این خطبه دنباله خطبه گذشته است و همان مطالب را دنبال مى کند. این احتمال نیز وجود دارد که هر سه خطبه، یکجا از امیرمؤمنان على (علیه السلام)صادر شده و سپس به بخش هاى سه گانه، تقسیم شده است. به هر حال، این بخش از خطبه ـ که چند جمله بیش نیست ـ به گفته سیدرضى، به قدرى پرمحتوا و پرمعنا است که با هر کلامى، جز کلام خدا و پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) مقایسه شود، بر آن پیشى مى گیرد! و راستى که چنین است. این چه فصاحت و بلاغتى است که در جمله هایى کوتاه، حقایق چنان بلندى را مطرح مى کند! حضرت، نخست، مردم را به مسأله معاد و دادگاه بزرگ عدل الهى متوجّه مى سازد و از این طریق، آنها را متوجّه مسؤولیت هاى بزرگى که در دوران خلافتش دارند، مى کند و از هر گونه نفاق و دورویى و کارشکنى و اختلاف، برحذر مى دارد و مى فرماید: پایان کار (رستاخیز، قیامت، بهشت و دوزخ) در برابر شما است و عوامل مرگ، پیوسته شما را به پیش مى راند; (فَإِنَّ الْغایَةَ أَمَامَکُمْ، وَ إِنَّ وَرَاءَکُمُ السّاعَةَ تَحْدُوکُمْ)(2). تعبیر به «اَلْغایَة» (پایان کار) در مورد رستاخیز و بهشت و دوزخ، به خاطر آن است که زندگى این جهان، مقدمه اى است براى حیات ابدى در جهان دیگر. این که مى فرماید: «در پیش روى شما است»; یعنى، شکّ و تردیدى در آن وجود ندارد و هر که باشى و به هر کجا که برسى، سرانجامِ کار تو، آنجا است. و تعبیر به «الساعة»، به گفته بعضى از شارحان نهج البلاغه، اشاره به قیامت صغرا، یعنى مرگ است. این که مى گوید: «پشت سر شما است» به خاطر آن است که عوامل مرگ، پشت سر انسان قرار دارد و انسان را از کودکى به جوانى و از جوانى به پیرى و از پیرى به پایان زندگى مى راند. بعضى نیز گفته اند که منظور از «الساعة»، ساعات شب و روز است که گویا، مانند مأمورى، پشت سر انسان قرار گرفته و او را به سوى پایان زندگى مى راند. این دو تفسیر، تفاوت چندانى با هم ندارد و نتیجه هر دو، یکى است. با توجه به این که «تَحْدُوکُمْ» از ماده «حدو» به معناى «راندن شتران با آواز مخصوص» است، این نکته به ذهن مى رسد که گردش شب و روز و ماه و سال، گرچه انسان را به پایان زندگى نزدیک مى کند، امّا چون آمیخته با زر و زیورها و سرگرمى هاى دنیا است، غافل کننده است. در واقع، در این جمله کوتاه که در آغاز این کلام آمده، هم سخن از قیامت کبرا است و هم سخن از قیامت صغرا. و توجه به این دو، شنونده را آماده پذیرش سخنى که بعد از آن آمده، مى کند. حضرت، سپس این جمله کوتاه، ولى بسیار پرمعنا را بیان مى فرماید: «سبکبار شوید تا به قافله برسید; «تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا». هنگامى که قافله اى به راه مى افتد و گروهى در آن شرکت دارند، با رسیدن به گردنه هاى صعب العبور، گرانباران وامى مانند و از آنجا که قافله، نمى تواند براى مدّت طولانى، به خاطر یک نفر یا چند نفر توقّف کند، او را رها کرده، خود مى روند. چنین کسى، طعمه خوبى براى دزدان و راهزنان یا گرگان بیابان است، ولى آنها که سبکبارند، در پیشاپیش قافله حرکت مى کنند و زودتر از دیگران به منزل مى رسند. انسان ها، در زندگى این جهان، مسافرانى هستند که بار سفر بسته، به سوى سرمنزل مقصود (زندگى ابدى پس از مرگ) پیش مى روند. آنها که بار خود را از متاع دنیا سنگین کنند، در فراز و نشیب زندگى مى مانند و طعمه شیطان مى شوند، ولى پارسایان و زاهدان، سبکبال، از تمام فراز و نشیب ها بسرعت مى گذرند و به سعادت جاویدان مى رسند. در خطبه 204 ـ همان خطبه اى که بارها و بارها «حضرت على(علیه السلام)» براى اصحابش ایراد مى فرمود ـ نیز مى خوانیم: تَجَهَّزُوا ـ رَحِمَکُمُ اللهُ ـ فَقَدْ نُودِىَ فِیکُمْ بِالرَّحیلِ وَ أقِلُّوا العُرْجَةَ عَلَى الدُّنیا ... فَإِنَّ أَمامَکُمْ عَقَبَةً کَؤُوداً وَ مَنازِلَ مَخُوفَةً مَهُولَةً; خداى، شما را رحمت کند! آماده حرکت شدید که نداى رحیل و کوچ کردن، در میان شما داده شده است. علاقه به اقامتِ در دنیا را کم کنید... که گردنه هاى سخت و دشوار و منزلگاه هاى خوفناک در پیش دارید. بعضى از شارحان نهج البلاغه، انسان ها را به مسافرانى تشبیه کرده اند که در یک سفر دریایى، گرفتار گرداب ها و امواج کوه پیکر مى شوند که اگر کشتى خود را سبک نکنند، غرق شدن آنها حتمى است. او مى گوید: «گرداب»، امواج زندگى این دنیا است و «کشتى» قلب انسان است و «حبّ دنیا» آن را سنگین کرده، آماده غرق شدن مى کند.(3) حضرت دستور بالا را با این جمله تکمیل مى فرماید: پیشینیان را براى رسیدن بازماندگان، نگه داشتند; «فَإِنَّما یُنْتَظَرُ بِأَوَّلِکُمْ آخِرُکُمْ». این جمله، اشاره به این دارد که مجموعه جهان بشریّت، در حکم قافله واحدى است که گروهى در پیشاپیش آن در حرکت بوده اند و گروهى در وسط و گروهى در آخر این قافله اند و همه، یک مسیر را طى مى کنند و براى رستاخیز بزرگ به هم ملحق مى شوند. به تعبیر دیگر، قانون مرگ، استثنا بردار نیست و به یقین، در سرنوشت همه انسان ها، رقم زده شده است. بنابراین سرنوشت پیشینیان، هشدارى براى بازماندگان و پیام روشنى براى همه انسان ها است. نکته سرنوشت گرانباران! مهم ترین عامل بدبختى و شکست گروهى از انسان ها، همان چیزى است که در این چند جمله کوتاه به آن اشاره شده است; یعنى، سنگین کردن بار خویش از امورى که هرگز، در زندگى ساده دنیا، به آن نیازى نیست. مسافرى را فرض کنید که براى سفرى یک روزه، به راه مى افتد. او، مقدار کمى نان و غذا و میوه، درست به اندازه سفر یک روزه، در دستمالى بسته، به همراه خود مى برد. حال، مسافر دیگرى را فرض کنید که ساک هاى متعدّدى، از موادّ مختلف غذایى و نان و آب انواع شیرینى ها و میوه ها را براى همین سفر یک روزه، بر دوش گرفته و حرکت مى کند. بدیهى است که مسافر نخست، با خاطرى آسوده و بسیار راحت، با گامهایى استوار و سریع، به سوى مقصد مى تازد، در حالى که مسافر دوم در همان نخستین فراز و نشیب، به نَفَسْ نَفَسْ افتاده، وامى ماند. این سرنوشت کسانى است که اموال فراوان و زرق و برق بسیارِ متاع دنیا را گرد خود فراهم ساخته و شب و روز، در فکر حساب و کتاب و حفظ و نگهدارى آن هستند و چنان مشغولند که نه تنها به فکر خدا و معاد نیستند، بلکه آرامش دنیا را نیز از دست مى دهند. در اینجا، بعضى از شارحان نهج البلاغه، داستانى را از سلمان فارسى نقل کرده اند که شاهد خوبى بر گفتار بالا است. فشرده آن چنین است: هنگامى که سلمان فارسى، به عنوان استاندار مداین انتخاب شد، بر چهارپایى که داشت، سوار شد و به تنهایى، به راه افتاد. هنگامى که خبر آمدن او به مداین، در میان اهل شهر منتشر شد، قشرهاى مختلف مردم، خود را براى استقبال از وى آماده کردند.(4) مردم بر در دروازه شهر در انتظار بودند. پیرمردى را دیدند که بر چارپایش سوار است و تنها به شهر مى آید. سؤال کردند: «اى پیرمرد! در راه، امیر ما را ندیدى؟» پرسید: «امیر شما کیست؟» گفتند: «امیر ما، سلمان فارسى، همان یار رسول خدا است». گفت: «من امیر را نمى شناسم، ولى سلمان منم.» همه، به احترام او، پیاده شدند و مرکب هاى خوب را پیش آوردند و از او تقاضا کردند که بر یکى از آنها سوار شود. او گفت: «چهارپاى خودم، براى من، از همه اینها بهتر است.» به این ترتیب، همه به راه افتادند. هنگامى که وارد شهر شدند، گفتند: «باید در قصرِ استاندارى، اِجلال نزول فرمایید.» سلمان گفت: «من به شما گفتم که امیر نیستم تا در دارالإماره منزل گزینم!» او دکانى را در بازار انتخاب و از صاحب آن اجاره کرد و همان جا را مرکز حکومت و قضاوت خود قرار داد. وى تنها چیزى که با خود داشت، زیراندازى کوچک براى نشستن و ظرفى براى وضو گرفتن و عصایى براى راه رفتن بود. در آن ایام که سلمان در آنجا حکومت مى کرد، سیل شدیدى آمد و بخش عظیمى از شهر را فرا گرفت. فریاد مردم از هر سو بلند شد. گروهى فریاد مى زدند: «فرزندان ما چه شد؟ بر سر خانواده ما چه آمد؟ اموال ما به چه سرنوشتى گرفتار شد؟» سلمان زیرانداز خود را بر دوش گرفت و ظرف آب و عصاى خود را برداشت و بر یک بلندى قرار گرفت و فرمود:«هکَذا یَنْجُو الْمُخَفَّفُونَ یَوْمَ الْقیامَةِ»; این گونه، سبکباران، در روز قیامت، اهل نجات مى شوند.(5) بى شک، سلمان ـ که در جنگ احزاب، براى نجات لشکر اسلام، آن تدبیر ویژه را پیشنهاد کرد ـ کسى نبود که از حال مردم در آن شرایط غافل شود. هدف او از این کار، این بوده است که با روح تجمل پرستى ایرانیان آن روز در پایتخت بزرگ ساسانى مداین، به ستیز برخیزد و به آنها که غرقِ آن زندگى بسیار پرزرق و برق و اسراف کارانه بودند، هشدار دهد و عواقب شوم این گونه زندگانى را نشان دهد. این، همان است که مولا على(علیه السلام) در خطبه بالا، در جمله کوتاهى که دو کلمه بیش نیست، ولى یک دنیا معنا دارد، بیان فرموده است: «تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا»; سبکبار شوید تا به منزل برسید! اینک به سراغ کلام «شریف رضى» مى رویم که بعد از ذکر این خطبه مى گوید: این گفتار امام (علیه السلام) جز سخن خدا و پیامبر اسلام، با هر سخنى سنجیده شود، بر آن، برترى خواهد داشت و از آن پیشى مى گیرد. مخصوصاً جمله «تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا» کلامى است که از آن کوتاه تر و پرمعناتر، شنیده نشده است. چه سخن ژرف و عمیقى! و چه جمله پرمعنا و حکمت آمیزى است! این کلام، که روح تشنه طالبان حکمت را سیراب مى کند، در کتاب خصائص درباره اهمیت و عظمت این جمله بحث کرده ایم. * * * 1 ـ منهاج البراعة، جلد 3، صفحه 301. 2 ـ «تحدوکم» از مادّه «حَدو» و «حُدى» به معناى راندن شتر همراه با آواز مخصوصى است که ساربان ها مى خوانند، سپس بر معناى گسترده ترِ «مطلقِ راندن و سوق دادن» اطلاق شده است. 3 ـ معارج نهج البلاغه، محقق بيهقى، صفحه 109. 4 ـ توجه داشته باشيد که امارت مداين، به معناى امارت بر تمام يا بخش عظيمى از ايران بود و انتخاب سلمان فارسى نيز انتخابى بجا و مناسب بود که به پذيرش اسلام واقعى از سوى ايرانيان کمک مى کرد. 5 ـ منهاج البراعة، جلد 3، صفحه 304.

 

 

 

 

برگرفته از سایت فرهنگی مذهبی صراط

:به نشانی 

 www.serat.rzb.ir

 

 


برچسب ها : ,,,,,,,
مطالب مرتبط
بخش نظرات این مطلب
آخرین نظرات ثبت شده برای این مطلب را در زیر می بینید:
  • جورواجور گفته: جورواجور می‌گه:
    این نظر در تاریخ 1393/5/5 و 7:45 دقیقه ارسال شده.


    درود بر شما همکار گرامی
    آیا می دانید به صورت رایگان می توانید فروشگاه شارژ داشته باشید و کسب درآمد کنید ؟ بدون هیچ هزینه ای و کاملا رایگان برای خود فروشگاه شارژ بسازید و از آن کسب درآمد کنید. \\\" به آدرس فروشگاه بروید ، بر روی آیکون ایجاد فروشگاه کلیک کنید ، مشخصات خودتان را وارد کنید ، سپس
    نام دلخواه خود را برای فروشگاهتان انتخاب کنید ، شما صاحب فروشگاه می شوید و با فروش شارژ
    سود فروش به جیب شما می رود \\\"نرم افزارش هم هست واسه اندروید.اگه خواستی بیا تو سایتم
    آدرس فروشگاه :
    http://98iia.1000charge.com/a/r/21013

  • Top گفته: Top می‌گه:
    این نظر در تاریخ 1393/5/5 و 7:43 دقیقه ارسال شده.

    بسي عالي بود
    مطالب زيبائي کار کرده ايد آفرين شکلک

    پاسخ : مخلصیم
    یاعلی

بخش نظرات برای پاسخ به سوالات و یا اظهار نظرات و حمایت های شما در مورد مطلب جاری است.
پس به همین دلیل ازتون ممنون میشیم که سوالات غیرمرتبط با این مطلب را در انجمن های سایت مطرح کنید . در بخش نظرات فقط سوالات مرتبط با مطلب پاسخ داده خواهد شد .
شما نیز نظری برای این مطلب ارسال نمایید:
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی